برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بیخیالت نمـیشم pdf از ناشناس با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان ناشناس مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان بیخیالت نمـیشم

داستان دختری زیبارو ورزشکـار دنبال کـار مـیگرده

دختر داستان ما قراره معشوقه یه پسر ناشناس بشـه

رمان پیشنهادی:دانلود رمان به من فرصت بده مسیحه زادخـو

قسمت اول رمان بیخیالت نمـیشم

رفتم تـو آشپزخـونه دلم هوس قهوه کرد امشب اونقدر

اعصابمو داغون کرد این قد آقا که هیچی دیگـه،

گوشیمو از جیبم در آوردمو یه نگـاه به کـانالی که جدیـدا

تشکیل داده بودم انداختم،زیاد اهل فضای مجازی نبودم این

کـانال رو هم استاد کـاظمـی تشکیل داده بود برای رفع مشکل های

روحی روانی یه سری،که خیلی هم کـاربر داشت و

من رو هم به پیشنهاد خـودشون عضو کرده بود.

با صدای درینگ قهوه جوش به خـودم اومدم،پاشـدم که واسه خـودم قهوه بریزم که؛

فکر کرده من آرادم،خخخآراد مـیشـه واسم یه لیوان آب بیاری،یخ یادت نره.

واسش نمـیبرم خـودش بیاد بخـوره.

قهوه رو ریختم وگذاشتم رو یه بشقاب،دلم سوخت،دیـدم اگـه

آب نبرم از یزیـدم بدترم. پس یه لیوان که دست کمـی از

تنگ نداشت برداشتم کلی یخ ریختم تـوش و

البتـه از آب سرد کن یخچال هم آب یخ ریختم رو یخا.

رفتم تـو پذیرایی،رهام رو مبل پشت ب من نشستـه بود.

بلههه آقا داره اطالعات منو دیـد مـیزنه،بله… لیوانو از پشت تـو

تاریکی سمتش گرفتمو اونم بدونه نگـاه کردن لیوانو از

دستم گرفت، وای خدا این غرق بودا.

مـیگم این هیوا هم واسه خـودش کسیه ها

مقاله آخرش تـو کنگره ژاپن ترکونده.

من تـو تاریکی پشت سرش وایساده داشتم قهوَمو مـیخـوردم.

یهو انگـار چیزی یادش بیادبرگشت سمتم و بادیـدن من قـیافش خیلی خنده دار بود.

داشتین مـیگفتین.

چیز خاصی نمـیگفتم شمام به جای جغد شـدن باال سر بنده

اون پرونده رو مطالعه کنیـد بد نمـیشـه. دیـدی گفتم اگـه

خیلیم از بدت مـیاد

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان