ساعت مردانه نقطه تعيين کننده مذاکرات هسته‌اي

حنيف غفاري در سرمقاله رسالت نوشت:دور جديد مذاكرات دوجانبه و سه جانبه ميان مقامات ايراني، آمريکايي و نمايندگان اتحاديه اروپا در وين از سر گرفته مي شود. اين مذاکرات در حالي صورت مي گيرد که در جريان مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي 1+5 در نيويورک شاهد پيشرفت کند مذاکرات و باقي ماندن برخي نقاط اختلافي بوديم. نقاط اختلافي اصلي را ” نحوه برداشته شدن تحريمهاي ظالمانه عليه ايران” و ” ظرفيت غني سازي” تشکيل مي دهد. در اين ميان موضوع تعيين ظرفيت غني سازي در ايران تابعي از نوع مواجهه غرب با مسئله کليدي ” تعيين نيازهاي اساسي ايران” است. در خصوص مذاکرات اخيري که در وين برگزار مي شود چند نکته قابل ذکر است:1- مذاکرات پيش رو در وين به صورت همزمان “نقطه تعيين کننده” و ” نقطه آشکار ساز” در رسيدن به توافق نهايي هسته اي ميان ايران و اعضاي 1+5 محسوب مي شود. به عبارت بهتر، با توجه به زمان اندک باقي مانده تا پايان ضرب الاجل دوم تعيين شده پس از اقدام مشترک( امضاي توافقنامه ژنو) ، عدم پيشرفت ملموس در مذاکرات اخير به معناي عدم امضاي توافق نهايي تا سوم آذر ماه ( زمان پاياني ضرب الاجل دوم ) محسوب مي شود. از اين رو مذاکرات اخير از اهميت قابل توجهي در معادله چندمجهولي مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي 1+5 محسوب مي شود. غرب تا کنون دو فرصت مهم را جهت اتخاذ “تصميم واقعي” در راستاي رسيدن به توافق نهايي از دست داده است. يکي از اين فرصتها در جريان مذاکرات وين 6 و ديگري در جريان مذاکرات نيويورک از دست رفت. مقامات کاخ سفيد و تروييکاي اروپايي در جريان اين 2 دور از مذاکرات نشان دادند که همچنان قدرت اتخاذ تصميم مهم و واقعي در راستاي رسيدن به نقطه تفاهم را ندارند. اساسا چندمجهولي شدن معادله هسته اي ميان ايران معلول تکرار ادعاهاي واهي غرب عليه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران، بازي پارادوکسيکال همه اعضاي 1+5 در صحنه مذاکرات و اراده آمريکا مبني بر پيچيده کردن اين معادله گويا بوده است. همين مسئله سبب شده است تا علي رغم پيشرفتهاي صورت گرفته در مذاکرات، شاهد شکل گيري دوري باطل در خصوص نقاط اختلافي باشيم. از بين رفتن اين دور باطل، که از آن به عنوان باطل السحر مذاکرات هسته اي يادمي کنيم، صرفا در سايه گذار اعضاي 1+5 از رويکرد ايستا و بازدارنده فعلي امکان‌پذير خواهد بود. 2- جمهوري اسلامي ايران مواضع خود در خصوص نقاط اختلافي را به صورت واضح و مشخص براي طرف مقابل تشريح کرده و به قول آقاي دکتر روحاني رئيس جمهور کشورمان همه تعديلهاي لازم را پاي ميز مذاکره صورت داده است. بر اين اساس در  موضوع نيازهاي اساسي و بحث ظرفيت غني سازي، مسئله نيروگاه اراک و فردو، تحقيقات هسته اي ، نحوه برداشته شدن تحريمها و روالعادي سازي پرونده هسته اي ايران و …..شاهد اتخاذ مواضعي شفاف و گويا از سوي تيم مذاکره کننده هسته اي کشورمان بوده ايم.در جريان مذاکرات هسته اي وين و نيويورک ، کاخ سفيد و سه کشور اروپايي هنوز به درک صحيح و شفافي از ميزان نيازهاي اساسي  ايران در حوزه غني سازي دست نيافته اند.اين در حالي‌است که اساسا منبع و مرجع تشخيص نيازهاي اساسي جمهوري اسلامي ايران در حوزه غني سازي بر عهده خود کشورمان است.بر اين مبنا،واشنگتن و تروييکاي اروپايي اساسا قدرت محاسبه و تشخيص نيازهاي عملي و اساسي ايران در اين حوزه را ندارند.تاسيسات آب سنگين اراک و نيروگاه بوشهر از نيازهاي اساسي ايران است. از سوي ديگر قرارداد تامين سوخت نيروگاه بوشهر از سوي روس ها تا سال 2021 خاتمه خواهد يافت . اينکه ايران در خصوص نحوه توليد سوخت براي دوره پس از اين قرارداد چه تصميمي خواهد گرفت بيش از اينکه به ديگران مربوط باشد در حوزه تصميمات ملي ايرانيان قرار دارد. زماني‌که  ايران توان توليد سوخت مورد نياز خود  را دارد چه دليل و منطقي براي صرف‌نظر از توليد داخلي  و مبادرت به ورود از خارج  وجود دارد.اين قاعده در خصوص رفع تحريمها و پروسه زماني مترتب بر آن نيز صادق است. تحريمهاي يکجانبه و چند جانبه ظالمانه اعمال شده عليه جمهوري اسلامي ايران بايد به محض انعقاد توافق نهايي ميان طرفين برداشته شود. در صورت امضاي توافقنامه نهايي، ديگر اساسا رفع گام به گام و تدريجي تحريمها معنا و مفهومي نخواهد داشت. توافقنامه موقت ژنو نشان داد که طرح گام به گام نمي تواند موفق باشد چرا که ايران اين آمادگي را دارد که تمام تعهدات خود را به صورت دفعي و يکجا انجام دهد.ايران  از طرف مقابل انتظار دارد به تبع اقدام ايران  تحريمهاي يکجانبه و چندجانبه را به طور کامل ملغي کند.در اين خصوص بهانه جويي طرف مقابل در خصوص امکان ناپذير بودن از بين بردن تحريمهاي شوراي امنيت بهانه اي بيش نيست!3-شايد تنها  تمييز دهنده مذاکرات هسته اي اخير در نيويورک با ديگر ادوار مذاکرات، طرح و ارائه طرح هاي ابتکاري و جايگزين براي رسيدن طرفين به توافق نهايي باشد. بديهي است که در اين طرح هاي ابتکاري لازم است خطوط قرمز هسته اي کشورمان به طور کامل حفظ شود. در اين خصوص طرح پيشنهاداتي مضحکانه در قالب راهکارهاي ابتکاري به هيچ عنوان قابل قبول نخواهد بود. يکي از اين طرح ها مربوط به طرح واشنگتن مبني بر حذف اتصالات مياني  سانتريفيوژهاي کشورمان بوده است. بديهي است که جمهوري اسلامي ايران زير بار تبديل شدن برنامه هسته اي خود به يک برنامه تزئيني و صوري نخواهد رفت . ايالات متحده آمريکا و تروئيکاي اروپايي به دنبال آن هستند که کشورمان از  غني‌سازي صنعتي به سمت غني‌سازي R&D برود و فعاليتهاي خود در زمينه هسته اي را صرفا در حد پروژه‌هاي تحقيقاتي و دانشگاهي ، آن هم با قدرت مانور محدود پيش ببرد. اين در حالي‌است که بارها عنوان شده است تغيير کاربري فعاليت‌هاي هسته‌اي کشورمان از حوزه صنعتي به غيرصنعتي قابل قبول نيست و هرگز نيز صورت نخواهد گرفت.در چنين شرايطي غرب نياز به واقع بيني به مراتب بيشتري در مسير رسيدن به توافق نهايي هسته اي با ايران دارد. ارائه طرح هاي ابتکاري نيز بايد در قابل پذيرش حقوق مسلم ايران صورت گيرد.در اين خصوص ديگر اعضاي 1+5 نيز بايد در ارائه طرح هاي خود نهايت ضريب واقع بيني را لحاظ کنند و دچار خبط و خطاي ايالات متحده آمريکا در جريان مذاکرات نيويورک( در جريان ارائه طرح هاي غير قابل قبول در قالب طرح هاي ابتکاري) نشوند. طرح ابتکاري آلمان تحت عنوان پلان B نيز در همين قالب و چارچوب قابل تفسير است. اگرچه اين طرح نسبت به طرح هاي به اصطلاح ابتکاري طرف آمريکايي واقع بينانه تر است، اما طرحي است که هنوز به طور کامل پخته نشده و حتي در مواردي با چارچوب توافقنامه ژنو تناقض دارد. در هر صورت ارائه طرح هاي ناقصي که در بر گيرنده واقعيات جاري در خصوص مسائل هسته اي کشورمان و توجه به نيازهاي اساسي کشورمان در اين حوزه نباشد غير قابل قبول است.4- منطق کلي ايران در مذاکرات هسته اي “رسيدن به توافق به هر قيمت ممکن” نيست! در اين ميان “رسيدن به توافق خوب” ، به معناي رسيدن به توافقي جامع که حقوق حقه هسته اي ايران در آن به طور کامل رعايت شود موضوعيت دارد. اگرچه مقامات آمريکايي در اين ميان دست به نوعي سرقت راهبردي زده و در ظاهر کلام خود ” عدم توافق” را از ” توافق بد” بهتردانسته اند، اما در حقيقت اين مسئله مبناي راهبردي کشورمان در مذاکرات محسوب مي شود. حدود و ثغور مفهومي و راهبردي ” توافق خوب” براي کشورمان کاملا مشخص و معين است . از سوي ديگر، طرح مسائلي مانند ” رسيدن به هر نوع توافقي از عدم توافق بهتر است” به هيچ عنوان با رويکرد عزت مدارانه جمهوري اسلامي ايران و استراتژي هاي کلان کشورمان در حوزه سياست خارجي انطباق ندارد. در چنين شرايطي موضع گيري صريح  مقامات رسمي وزارت امور خارجه کشورمان، مخصوصا اعضاي زحمتکش تيم مذاکره کننده هسته اي بايد به گونه اي باشد که راه را بر هرگونه مانور طرفداران ” مصالحه بدون فايده” براي سودجويان ببندد.اساسا  ديپلماسي رسمي،ديپلماسي عمومي و ديپلماسي پنهان ما در حوزه مذاکرات هسته اي با اعضاي 1+5  نيز بايدبا استناد به سه اصل عزت،حکمت و مصلحت تعريف شود.اين قاعده در برهه حساس فعلي بايد به مراتب پررنگ تر شود. حفظ گارد بسته در مذاکرات هسته اي ، آن هم در مقابل زياده خواهي و غير واقع بيني اعضاي 1+5 و مخصوصا ايالات متحده آمريکا، در اندک زمان باقيمانده تا سوم آذر ماه يک الزام محسوب مي شود.5- نکته پاياني اينکه تبديل شدن مذاکرات هسته اي ميان ايران و اعضاي 1+5 به مذاکرات دوجانبه ميان ايران و ايالات متحده آمريکا نشان دهنده انفعال ديگر اعضاي 1+5 در مقابل کاخ سفيد است. اين انفعال به صورت ذاتي بازدارنده است.ضمن آنکه دستگاه ديپلماسي کشورمان نيز نبايد اجازه دهد مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي 1+5 به مذاکرات دوجانبه ايران و آمريکا تبديل شود. بديهي است که در صورت عدم به نتيجه رسيدن مذاکرات، نظام بين الملل و افکار عمومي جهان مسئوليت اين اقدام را متوجه آمريکا نخواهد دانست. در اين ميان تروئيکاي اروپايي و چين و روسيه نيز مسئول خواهند بود. ” بازي در زمين آمريکا” و ” انفعال در مقابل آمريکا” هر دو بايد در مدت زمان باقيمانده به خط قرمز ديگر اعضاي 1+5 تبديل و در مقابل،” پروژه مهار آمريکا” جايگزين آنها  شود. در غير اين صورت احتمال رسيدن طرفين به توافق نهايي هسته اي کاهش يافته و دور باطلي که در خصوص اختلافات و به عبارت بهتر، بهانه هاي باقي مانده در خصوص پرونده هسته اي کشورمان به وجود آمده است ادامه خواهد يافت.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در خرید