ساعت مردانه گزارشی از تعرض به دانشجویان زن در آمریکا

روزنامه معتبر «ال پاییس» اسپانیا در گزارشی به قلم «ویسنته خیمنز» خبرنگار خود در نیویورک، مطالبی تکان دهنده از موج گسترده تعرض به دانشجویان زن در دانشگاههای امریکا فاش کرده و نوشته است که با وجود این وضعیت کابوس وار، دانشگاهها و مراکز علمی که برای امریکا، “افتخار ملی” به شمار می روند، حاضر نیستند به شکایتهای قربانیان در این زمینه رسیدگی کنند.به گزارش جام جم، در این گزارش که با عنوان «شورش بازماندگان» La rebelión de las supervivientes انتشار یافته است آمده است:«وقتی کسی مورد تجاوز قرار می گیرد، زمان به یک دشمن برای او تبدیل می شود و آهنگ آن چنان کند و غیرقابل تحمل می شود که برای او هر ثانیه مثل یک ساعت و هر دقیقه مانند یک سال می گذرد و بدتر از آن، احساس تلخ تجاوز است که در همه عمر دست از سرش بر نمی دارد. من در 25 می 2011 از سوی یک همکلاسی در دانشگاه آمهرست کالج مورد تجاوز قرار گرفتم.»اینها اظهارات «آنژیه اپیفانو» یکی از قربانیان است. دانا بولگر، کامیلا کوانتا، اما سولکویچ، زوئه ریدولفی – استار، سارا یی، آنی کلارک، آندرئا پینو و صدهاتن دیگر از جمله این قربانیان هستند. با این حال، آنها اکنون نه ضعیف هستند و نه احساس ضعف دارند، آنها شکست نخورده اند، آنها قربانی نیستند بلکه گفته اند دیگر بس است و علیه این کابوس فاجعه بار شورش کرده اند.بنا به تحقیقات، یکی از هر پنج زنی که تحصیلات عالی را در امریکا می گذراند، از تعرض جنسی در دانشگاه رنج می برد. دانشگاه‌ها و کالج‌ها که افتخار امریکا به شمار می روند و مراکز دارای بیشترین اعتبار و پرستیژ آن در سطح جهانی هستند، از انگلی رنج می برند که تا همین دو سال پیش فقط در کافه ها یا راهروها از آن سخن گفته می شد.نامه “آنژیه اپیفانو” که در سال 2012 میلادی از سوی “آرمهست استیودنت”- نشریه ای با 150 سال سابقه – انتشار یافت، همه چیز را تغییر داد. هزاران دانشجو با آن تماس گرفتند، از کابوسی که بر آنها رفته است، شکایت کردند و مراکز دانشگاهی را مجبور ساختند مسئولیتشان را در قبال واقعیتی که همواره ترجیح می دادند خود را در قبال آن به تغافل بزنند، بپذیرند. موج اعتراضها موفق شد باراک اوباما رییس جمهوری امریکا را در سال جاری به یک مراسم ابراز همدردی با قربانیان تجاوز در دانشگاهها بکشاند و کاری کند که او نبرد علیه تجاوزات جنسی در دانشگاهها را به عنوان یکی از اولویتهایش قرار دهد.خانم “دانا بولگر” که در سال 2011 در کالج آرمهست ماساچوست مورد تجاوز قرار گرفت، به روزنامه ال پاییس می گوید:” موضوع خشونت علیه زنان قدمتی به درازای تاریخ دارد اما علت اینکه این مساله امروز بیشتر به چشم می خورد، این است که امروزه قربانیان از سایه به در آمده اند و شمار بی سابقه ای از آنها دارند حقیقت را فاش می کنند.””بانی فیشر”، کارشناس خشونت جنسی در دانشگاه سینسیناتی هم می گوید:” اکنون، زنان بیشتر از مردان در دانشگاهها تحصیل می کنند و شاید به همین خاطر است که این مشکل فاش می شود.””برنیس ساندلر”، 86 ساله و از مبارزان پیشکسوت در زمینه حقوق شهروندی وکسی که از وی به عنوان مادرخوانده اصلاح قانون آموزشی امریکا در سال 1972 میلادی یاد می شود و تحقیقاتی را در باره تهاجم جنسی در دانشگاهها انجام داده است، اعتقاد دارد:” حالا به نظر می رسد این موضوع از صندوقچه بیرون آمده و ابهامها در باره آن در حال زدوده شدن است.”در مقابل کسانی که معتقدند پدیده تجاوز جنسی در دانشگاههای امریکا ناشی از مصرف الکل و بلوغ دانشجویان است، آمارها پاسخی قاطع دارند. بر اساس گزارشی که کاخ سفید تهیه کرده، از میان 20 درصد دخترانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، 80 درصد آنها مهاجمان خود را می شناختند. علاوه بر آن، 98 درصد مهاجمان مرد بوده و بیشترین میزان حملات در سالهای اول و دوم دوره دانشجویی افراد یعنی در دوره ای که به عنوان “منطقه قرمز” شناخته می شود، رخ داده است. همچنین بیشترین میزان تهاجمات جنسی زمان رخ داده که زن تحت تاثیر مصرف الکل یا مواد مخدر بوده است.تحقیقات فدرال در بیش از 70 درصد مراکز آموزشی امریکاایالات متحده امریکا دارای حدود 4600 مرکز آموزش عالی با 20 میلیون دانشجو است. بانی فیشر به ال پاییس گفت: ” از دهه 80 میلادی اکثریت دانشجویان دانشگاهها در امریکا زن هستند و در حال حاضر، 58 درصد آنها را زنان تشکیل می دهند. با این حال، درصد زنانی که قربانی تجاوز جنسی در دانشگاهها شده اند، کمابیش ثابت است. به عبارت دیگر، در حالی که شمار دانشجویان در حال تحصیل از 4/5 میلیون نفر در سال 1980 میلادی به بیش از 10 میلیون نفر در سال 2012 افزایش یافته، درصد اینگونه تعرضها ثابت بوده است.”در حال حاضر، 74 موسسه آموزش عالی در امریکا تحت تحقیقات فدرال در این زمینه هستند که در میان آنها مراکز معتبری نظیر دانشگاه هاروارد، پرینستون، برکلی، کلمبیا و اوکلا به چشم می خورد. در این بین، دانشگاه ” پن استیت” با 45 هزار دانشجو، بیشترین میزان شکایت از تعرضات جنسی را با 84 مورد در سال 2012 دارد و پس از آن، دانشگاه هاروارد با 28 هزار دانشجو و 83 شکایت، دانشگاه میشیگان – آن آربور با 43 هزار دانشجو و 64 شکایت قرار گرفته اند. 55 درصد از 1579 مرکز آموزش عالی دارای بیش از یکهزار دانشجو نیز در سال 2012 شکایتهایی مبنی بر تجاوز جنسی دریافت کرده اند.به موجب گزارشی که از سوی “کلر مک کاسکیل” سناتور دموکرات ایالت میسوری تهیه شده است، بسیاری از دانشگاههای امریکا، قانون فدرال که آنها را ملزم می کند به شکایتهای ناشی از تجاوزات جنسی رسیدگی کنند، زیرپا می گذارند، به گونه ای که در 236 مرکز مورد بررسی در این گزارش، 21 درصد نیرویی برای رسیدگی به اینگونه شکایتها نداشته اند، 31 درصد حتی حاضر به راهنمایی دانشجویان در این زمینه نشده اند و 41 درصد هیچ تحقیقی در باره تعرضات جنسی در طول پنج سال اخیر انجام نداده اند.پشت این ارقام، زنانی با گوشت و استخوان وجود دارد. شناخته شده ترین آنها، ” اما سولکوویچ ” دانشجوی دانشکده هنرهای دانشگاه کلمبیا در نیویورک است. او در دومین سال تحصیل مورد تجاوز قرار گرفت. مهاجم، بارها به او تجاوز کرد. با این حال، او شکایتی نکرد تا اینکه فهمید دو دختر دیگر نیز قربانی همین متجاوز بوده اند ولی دانشگاه به جای رسیدگی به موضوع، هر سه شکایت را به بایگانی سپرد.از هنگامی که موضوع تجاوزهای جنسی در دانشگاهها علنی شده، کاخ سفید یک گروه کاری را برای رسیدگی به این مساله در ژانویه گذشته تشکیل داده است.پس از این رفتار دانشگاه، سولکویچ در آوریل – فروردین – سال جاری به همراه 23 قربانی دیگر، شکایتی را علیه فرد مهاجم در محاکم قضایی مطرح کردند زیرا به عقیده آنها، موارد تجاوز به دختران بطور نظام مند و سیستماتیک از سوی دانشگاه نادیده گرفته می شود.او از همان زمان و به عنوان یک کار دانشگاهی، موضوع تجاوز جنسی در دانشگاههای امریکا را دنبال می کند و جنبشی را نیز در این زمینه راه اندازی کرده است. او در فیلمی که با عنوان “مترز پرفورمانس” از طریق “کلمبیا اسپکتاتور” منتشر کرده، در باره دلایل این کار توضیح داده است.”دانا بولگر” یکی دیگر از افراد این جنبش، در سال 2011 و در دومین سال تحصیل در کالج “آرمهست” ماساچوست مورد تجاوز قرار گرفت. وی توضیح می دهد:” وقتی از این موضوع شکایت کردم، دانشکده از من خواست مدتی را در خانه بگذرانم تا فرد متجاوز بتواند فارغ التحصیل شود و دوره تحصیل من با او همزمان نباشد.”تلاشهای او و دیگر دختران قربانی تجاوز در این کالج برای رسیدگی به موضوع، هیچ توفیقی به همراه نداشت. در نتیجه، آنها تصمیم گرفتند از سایه بیرون بیایند و سرگذشت خود را در مجله دانشجویی “آرمهست استودینت” در اکتبر 2012 چاپ کنند. این اقدام در واقع، سرآغاز تولد جنبش علیه تجاوز جنسی در دانشگاههای امریکا بودعلاوه بر آنها، “​آنی کلارک” 25 ساله و “آندرئا پینو” 22 ساله در وبلاگ “ستاره مرگ” در لس آنجلس به این جنبش پیوسته و از طریق آن در آپارتمان خود، نقشه ای از امریکا را به نمایش گذاشته اند که دانشگاههای مورد تحقیق در زمینه تجاوز جنسی را به همه جهان معرفی می کند.در نیویورک، “زوئه ریدولفی – استار” جوان دیگری است که به صدای جنبش مذکور تبدیل شده است. او در نخستین سال تحصیل و در جریان یک جشن، از سوی چند جوان مورد تجاوز قرار گرفت. او پس از یکسال اقامت در آرژانتین، اکنون به امریکا بازگشته است تا به سخنگوی دخترانی تبدیل شود که در مراکز دانشگاهی و در برابر سکوت مقامهای آن، به آنها خیانت شده است. او گروهی را تحت عنوان ” نه به بروکراسی” ایجاد کرده است.در برابر این چشم انداز، کاخ سفید در 22 ژانویه سال جاری میلادی یک گروه کاری ایجاد کرد که در بین تدابیر آن، ایجاد یک پایگاه اینترنتی و راه اندازی یک کارزار تبلیغاتی با عنوان “به ما بستگی دارد”، است که تاکنون چهره های مشهور زیادی همچون “جان هام” از بازیگران معروف سینما در آن شرکت کرده اند.ریشه مشکل کجاست؟خیزشی که در نتیجه این تلاشها ایجاد شده و تاکنون بیش از 400 دانشگاه امریکا را در برگرفته است، در حال بحث بر سر این موضوع است که چه استراتژی هایی برای توقف تعرضات جنسی در دانشگاههای این کشور می تواند اتخاذ شود و موثر باشد.در برخی دانشگاهها تصمیم گرفته اند برای مصرف الکل مجازات تعیین کنند. برخی دیگر، اقدام به برگزاری دوره های آموزشی در این زمینه کرده اند اما اقدام نوآورانه در این زمینه را “جری براون” فرماندار کالیفرنیا انجام داده که همه مراکز آموزشی را مجبور به نگارش دستورالعملهای روشنگرانه در این زمینه کرده است و گرنه، کمکهای مالی دولت به آنها قطع می شود.دانشجویان قربانی تجاوز جنسی سه گزینه در برابر خود دارند: درخواست کمک از مرکز آموزشی، مراجعه به پلیس یا پیشه کردن سکوت. اکثریت آنها ترجیح می دهند به مرکز آموزشی مراجعه کنند چون فکر می کنند حمایت بیشتری را بدست خواهند آورد زیرا طبق قانون اصلاحات آموزشی 1972 موسوم به IX، دانشگاهها ملزم به تضمین برابری جنسیتی هستند.علاوه بر آن مطبق بخشنامه موسوم “کلری اکت” Clery Act در سال 1990، دانشگاههایی که کمکهای مالی فدرال دریافت می کنند، ملزم به اطلاع رسانی در باره تهاجماتی هستند که در محدوده دانشگاه و اطراف آن رخ می دهد . نام این بخشنامه از “جین کلری”، دانشجویی وام گرفته است که سال 1985 میلادی در اتاقش، توسط یکی از همکلاسی ها مورد تعرض قرار گرفت و به قتل رسید.با وجود این قوانین و دستورالعملها، از سال 2011 و پس از آنکه اداره حقوق شهروندی وزارت آموزش امریکا نامه ای را به مراکز دانشگاهی فرستاد که در آن، نسبت به عدم اجرای قوانین مربوط به تجاوزات جنسی هشدار داده و آنها را به قطع کمکهای دولتی تهدید کرده بود، موج انبوه شکایتهای دانشجویان قربانی در این زمینه آغاز شد.به رغم انبوه شکایتها، بسیاری از مسئولان امریکایی هنوز حاضر نیستند بپذیرند که تجاوز جنسی به یک اپیدمی در دانشگاههای این کشور تبدیل شده است. “هیچر مک دونالد” از افراد محافظه کار در انستیتوی منهتن اعتقاد دارد:” واقعیت این است که در دانشگاهها اپیدمی تجاوز وجود ندارد بلکه ما با مشکلی به نام دسترسی به الکل و افرادی مواجه هستیم که بدون هیچ نظارت و کنترلی به دنبال یافتن شریک جنسی هستند.”از سوی دیگر، جامعه شناسانی نظیر “دانیل دریکز” از کالج غربی لس آنجلس می گویند:” تجاوز جنسی خشن ترین جرمی است که در همه مراکز دانشگاهی امریکا وجود دارد اما کسی آن را گزارش نمی کند چون آشکار است که مراکز آموزشی بطور کاملا نظام مند و آگاهانه نمی خواهند به قوانین مربوطه عمل کنند.”در حالی که بسیاری از کارشناسان معتقدند ریشه این پدیده در امریکا به سالهای دهه 60 و 70 میلادی ، یعنی زمانی بر می گردد که دانشگاهها قواعد سختگیرانه تماس میان جنسهای مخالف را کنار گذاشتند و به اجرای سیاست عدم تبعیض جنسیتی روی آوردند، اما “بانی فیشر” تاکید دارد که علت بروز و گسترش این وضعیت در امریکا آن است که به جای برخورد با متجاوزان، دانشگاهها از آنها حمایت و محافظت می کنند.دانا بولگر نیزمی گوید: ” مساله تجاوز جنسی در دانشگاهها ناشی از وجود آزادی یا برابری جنسیتی نیست بلکه محصول فرهنگ امریکایی است.”وی می افزاید:” تحقیقات نشان می دهد بیشتر مهاجمان در دانشگاهها، افراد سابقه دار در این زمینه هستند و بطور متوسط، هر یک به شش نفر تجاوز کرده اند. آنها از الکل به عنوان سلاحی برای از بین بردن مقاومت قربانیان و از بین بردن اعتبارشان پس از تجاوز استفاده می کنند، اما این بدان معنا نیست که راه حل این وضعیت، فقط ممنوع کردن الکل است…. به جای آن، ما نیاز به تغییر فرهنگ خود در قبال رفتار با جنس مخالف داریم. در حالی که مردان امریکایی برای مهاجم بودن، مسلط بودن و حاضرنبودن به پاسخگویی تربیت می شوند، زنان نیز برای منفعل بودن، ساکت بودن و بخشیدن طرف مقابل در هر شرایطی پرورش می یابند… ما به عنوان جامعه، باید قربانیان را باور و از آنها حمایت کنیم، از مهاجمان بخواهیم حساب پس بدهند و از همان کودکی، فرزندان خود را درست تربیت کنیم.”

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در خرید