ساعت مردانه دُمل چرکين داعش

مهدي مال مير در سرمقاله مردم سالاری نوشت:خبر برافراشته شدن پرچم گروه موسوم به دولت اسلامي بر فراز منطقه شرقي کوباني از آن دست خبرهايي است که قلب هرانساني را مچاله و روان هر بيننده‌اي را تيره مي‌سازد. پس از چند هفته نبرد پر کش وقوس ومبارزه جانانه مدافعان شهر، داعشيان به يمن برخورداري از سلاح‌هاي پيشرفته‌تر و البته حد بالاي درنده خويي توانستند به شرق شهر کوباني راه يابند وبا اين وصف روشن نيست که با ورود جمعي از بدترين زباله‌هاي انساني به کوباني چه سرنوشتي در انتظار ساکنان شهر وکودکان وسالمندان نشسته است!اين که کدام کشورها منافعشان به حيات وقدرت گيري داعشيان گره خورده است نکته ايست که دير يازود براي همگان مشخص خواهد شداما آنچه در اين چند ماهه در رفتار وکردار داعشيان بيش از همه نظر گير است ويژگي يا خصلت «آناکرونيسم» يا نابهنگامي اين گروه جنايتکار است. تاريخ بشر را به يک تعبير با خون نيز نوشته اند و به راستي در اين هيچ اغراق نيست. به عبارت ديگر هيچ فصلي از زندگي انسان بر روي اختر زمين ورق نخورده که در آن خبري از کشتار و ويراني و آوارگي نبوده باشد. اما اين همه ماجرا نيست.تاريخ نشان داده که (اگر از چند استثنا بگذريم) هرچه بر دايره دانش و تجربه آدمي افزوده‌تر شد گرچه سلاح‌ها کشنده‌تر شد اما جنگ‌ها نيز (تا حد ممکن) رنگ و بوي انساني تري به خود گرفت. قوانين مربوط به اسراي جنگي، زخمي‌ها و غير نظاميان و… گواه اين مدعا است. داعشيان اما با نمايش دل به هَمزني که از وحشيگري و رذالت دادند از همان آغاز بر روي خصلت (نابهنگامي) خود تاکيد گذاشته‌اند. اوباشي که بي‌لرزه دستي، سر مي‌برند وبا آسودگي يک يقين علمي، گروه گروه انسان را به گناه ناکرده روانه ديار عدم و بيابان‌هاي بي‌آب وعلف مي‌سازند، در جهان امروز با تمام کاستي‌ها واين پا آن پا کردن‌هاي کشورهاي متمدنش،دير يا زود قرباني خصلت نابهنگام خود خواهند شد.داعشيان براي جهاني که – گرچه افتان وخيزان – سير ناگزيرش را به سوي حقوق بشر پيش مي‌گيرد اندکي دير آمده اند وچندان دور نيست که در درياي خون ورنجي که در عراق وسوريه و حالا کوباني به راه انداخته اند غرق خواهند شد. داعش بي شک دمل چرکين روزگار ما است. دملي که اگر چه از بسياري از لاف وگزاف‌هاي حقوق بشري پرده برداشت اما به راستي از اين نيز هيچ گريزي نيست که نشان داد خاورميانه پرورشگاه بي‌نظيري براي بذر خشونت طلبي وافراطي گري ونارواداري است. خاورميانه‌اي که با سرمايه طبيعي وانساني اش مي‌توانست نگين قاره و حتي فراتر از آن باشد، به سبب جهالت‌ها، افراطي گري‌ها وشکست دموکراسي در آن حالا بيشتر ساکنانش مي‌توانند از اين سرافکنده باشند که در يکي از ناشاد ترين نقاط جهان به سر مي‌برند! مي‌توان نوک پيکان انتقاد را به سوي خام دستي بُهت آور و دلشکن کشورهاي مدعي حقوق بشر نشانه رفت اما اين همه برگ انجيري است که به راستي عُرياني جهل و تعصب واستبدادي را که گويي همزاد اين نقطه از جهان شده است نمي‌پوشاند! مردمي که سال‌هاست در گنداب جهالت و تعصبات قومي وقبيله اي وفساد اداري ومالي غوطه‌هاي جانانه ميزنند بيش از هر چيز مي‌بايد خود را سرزنش کنند که پس از ديدن تجربه‌هايي به بهاي آوارگي واز دست دادن خانه وعزيزان هنوز مرزهاي قومي وقبيله‌اي ونژادي وعقيدتي حرف نخست را در زندگي روزانه آن‌ها مي‌زند. ودرد آور اينجاست که گويي نظاره کردن اين همه رنج و بي‌خانماني و شيون‌هاي هر روزه هنوز هم بسنده نيست! و مگر نه اينکه نهنگاني که فوج فوج به ساحل مي‌زنند نمي‌بينند که جز مرگ و نيستي چيز ديگري در انتظارشان نيست؟!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در خرید